تحقیق مطالعه فلورستیک،فیتوسوسیولوژیک مراتع منطقه دیز باد بالا

تحقیق مطالعه فلورستیک،فیتوسوسیولوژیک مراتع منطقه دیز باد بالا

تعداد صفحات: 76

نوع فایل: ورد ،

دسته بندی:

قیمت: 6000 تومان

تعداد نمایش: 119 نمایش

ارسال توسط:

برای خرید فایل کامل این محصول از دکمه مقابل استفاده کنید:

پس از پرداخت لینک دانلود برای شما نمایش داده می شود.

6000 تومان – خرید

تحقیق مطالعه فلورستیک،فیتوسوسیولوژیک مراتع منطقه دیز باد بالا

مقدمه

كشور پهناور ايران با مساحتي حدود ۱۶۴۸۰۰۰ كيلومتر مربع به دليل وضعيت خاص پستي و بلندي ها و عوامل آب و هوايي داراي شرايط زيستي و اكولوژيكي گوناگوني است. بخش اعظم كشور به علت قرار گرفتن در كمربند بياباني نيمكره شمالي و غلبه فشارهاي زياد جوي مجاور مداري و نحوه تاثير پذيري ازتوده هاي هوا در جريان گردش عمومي جو و نيز به سبب احاطه شدن در ميان حصارهاي بلند كوهستاني و عدم برخورداري از توده هاي هواي مرطوب، داراي اقليم خشك و نيمه خشك يا فوق العاده خشك است. مطابق يكي از جديدترين پژوهشهاي به عمل آمده در كشور به روش دومارتن martone) (De وسعت اقليم فراخشك ۵۷۳۸۸۴ كيلومتر مربع (۵۴/۳۵ درصد) و اقليم خشك ايران ۴۷۴۵۶۲ كيلومتر مربع (۱۵/۲۹ درصد) است ( ۷ ) . بدين ترتيب ۴۹/۶۴ درصد  از سرزمين ايران
(۱۰۴۶۴۴۶ كيلومتر مربع ) را اقليم هاي خشك و فراخشك در بر مي گيرند. اگر اراضي با اقليم فراخشك معادل نواحي بياباني در نظر گرفته شوند ، بيش از ثلث وسعت كشور را مناطق كويري و بياباني تشكيل مي دهد. هرچند ايران در محدوده مناطق خشك جهان قرار دارد ولي به دليل تنوع در شرايط توپوگرافي به جهت شيب، درصد شيب ، جهت وزش بادهاي غالب در منطقه و ميزان فعاليت پديده هاي خاكزايي و … تنوع‌ رستني هاي مناطق مختلف آن متفاوت است.

در دهه هاي اخير از يك سو به دليل سرعت فزاينده تاثير انسان در دگرگونسازي طبيعت از جمله بهره برداري هاي بي رويه از منابع طبيعي كه باعث فرسايش و شستشوي خاك و توسعه بيابانها گرديده است و از سوي ديگر آسيب پذيري و شكنندگي نواحي خشك و نيمه خشك در برابر فعاليت هاي انسان و عدم توانايي آنها در بازگشت به كليماكس ، توازن اكولوژيك جوامع گياهي برهم خورده است و در نتيجه دگرگونيهاي اساسي در اكوسيستم ها به وجود آمده است. براي اينكه در جهت تعامل و پويائي اين اكوسيستم ها چاره انديشي گردد، لازم است بررسيهاي اكولوژيكي و جامعه شناسي گياهي روي پوشش گياهي در عرصه هايي از اين مناطق كه به صورت دست نخورده يا حفاظت شده باقي مانده اند، صورت گيرد. با مطالعه جوامع گياهي ، نياز اكولوژيك و نوع زندگي گياهان مي توان الگوهاي مناسبي براي مناطق حفاظت نشده ارائه كرد.

بر اين اساس به مطالعه فلورسيتك و فتيوسوسيولوژيك مراتع مناطق ديزباد بالا ، درخت جوز و عطائيه در شهرستان نيشابور پرداخته شد. اهداف اين تحقيق عبارتند از :

  1. شناسايي فلور مناطق مورد بررسي
  2. تعيين وضعيت مناطق مورد بررسي از نظر غناي گونه اي ، شناسايي و معرفي گياهان با ارزش مرتعي ، دارويي، معطره و نادر مناطق
  3. شناسايي و معرفي جوامع گياهي در هر منطقه

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

سابقه تحقيق

 

در حال حاضر در جهان ذخائر گياهي منبع اصلي داروها ، غذا و بخشي از نياز اصلي صنايع را تشكيل ميدهند. با تخريب منابع طبيعي تجديد شونده، ساليانه تعداد زيادي از گونه هاي گياهي در طبيعت حذف ميشوند بدون آنكه قبلا شناسايي شده و يا در مركزي نگهداري شده باشند (۱). بنا بر گزارشات كارشناسان F.A.O.  در حال حاضر از حدود ۳۰۰ هزار گونه گياهي در جهان ۱۰ درصد آنها از نظر علمي و كاربردي بررسي شده اند ولي روز به روز شاهد از بين رفتن گونه هاي گياهي هستيم كه ممكن است در آينده و حال براي انسان و اكوسيستم كره زمين مفيد باشند (۱۱و۴). امروزه در اكثر كشورهاي جهان موسساتي احداث شده كه رابطه تنگاتنگي با گياهشناسي داشته و نيروي عظيمي از كارشناسان دست اندركار شناسايي،جمع آوري و تكثير گياهان مي باشند و از طريق مبادله ژنوم هاي گياهي مبالغ هنگفتي پول به دست مي آورند.

نخستين سنگ بناي پژوهش هاي فلورستيك در ايران ، فلور اورينتاليس بوالسيك (۱۸۸۸ـ۱۸۶۷ ) مي باشد . (به نقل از آرياوند )، از ساير مطالعات انجام شده مي توان به فلور ايران (۲)، فلور ايرانيكا (۳۴) ، رستني هاي ايران(۱۸)، بررسي گون هاي ايران (۱۹) و فلور يزد ( ) اشاره كرد. تاكنون فلور بخشي از مناطق حفاظت شده كشور از جمله مناطق توران ، پارك ملي گلستان ، پارك تندوره و تعداد ديگري از مناطق كشور مورد بررسي قرار گرفته است، از طرفي براي بسياري از مناطق كشور فلور مدوني منتشر نشده و گياهان دارويي ، معطر‌، صنعتي و نادر مناطق نيز معرفي نشده است ( به نقل از آرياوند ۱۳۸).

اكولوژي، علمي است كه به بررسي تاثيرات متقابل موجودات زنده و محيط اطرافشان مي پردازد. موجودات و محيط آنها در قالب اكوسيستم ها و بيوم ها طبقه بندي مي گردند. تاثيرات آنها توسط اصطلاحاتي
مانند خوپذيري (Acomodation ) ، سازگاري (Adaptation )، انتخاب (selection ) ، انتشار
(Distribution  ) و مهاجرت (Migration ) بيان و توجيه مي شوند. اطلاعات بوم شناسي گياهان گلدار براي علم سيستماتيك در شناخت انتشار تاگزونهاي گياهي، گوناگوني درون تاگزونها و سازگاري گياهان كاربرد دارد. (     ).

انتشار و توسعه گونه ها در طبيعت تصادفي و اتفاقي نيست، بلكه هر گونه اي بر اساس سرشت اكولوژيك خود رويشگاه مناسبي را انتخاب مي كند و در نهايت با توجه به شرايط اكولوژيك و رقابت بين گياهان ، ساختار گياگاني ( Floristic  Stracture ) مناطق مختلف مشخص مي گردد .  به منظور تعيين حدود گروههاي گياهي، تاگزونوميست ها ناگريزند كه واكنش هاي رشد و نموي گياهان را از صفات ثابت ژنتيكي بشناسند. مطالعات بوم شناختي نشان داده است كه حالت بسياري از خصوصيات ريخت شناسي به عوامل محيطي مثل نور، رطوبت و باروري خاك بستگي دارد.

پيشرفتهاي اوليه در علم بوم شناسي گياهي را گياه شناساني باعث شدند كه روش سنتي بررسي گياگاني پوشش گياهي يك منطقه را در جهت تشريح و تجزيه و تحليل پوشش گياهي براساس جامعه هاي گياهي ، چهره شناسي تركيب گونه اي و ارتباط با محيط تغيير دادند (۱۵).

تسريع پوشش هاي گياهي به دو روش اصلي چهره شناسي(physiognomy) و گياگاني (florestic) انجام مي شود. انجام مطالعات به روش چهره شناختي بر اساس شكل رويشي (life form ) است. فكر اصلي جامعه شناسي گياهي (phytosociology) توسط برخي از پژوهشگران در جنوب و مركز اروپا و در اروپاي شمالي پايه ريزي شده است كه در آن واحدهاي گياهي به عنوان واحدهاي طبقه بندي براساس تركيب گونه اي در نظر گرفته مي شوند. (      )

تشريح پوشش هاي گياهي و انواع تيپ هاي گياهي به روش اصولي توسط همبولد
(Humboldt’1806 ) صورت گرفت. وي اصطلاح جامعه (Association ) را براي توصيف گياهاني كه داراي زندگي گروهي اند (community ) بكار برد. شو (Schouw 1923) اولين طبيعي داني است كه تعدادي از جمعيتهاي گياهي را به روش علمي مورد بررسي قرار داد و روشي را براي نام گذاري آنها ابداع كرد. سيستم رده بندي پوشش گياهي همبولد كه براساس نحوه رشد يا شكلهاي حياتي (life form ) پايه ريزي شده بود ، بعدها توسط محققين ديگر توسعه پيدا كرد (۳۱). از كسانيكه بعد از همبولد در اين راه تحقيقاتي را انجام دادند مي توان هير (Heer’1833) ، تورمن (Thurmann’ 1849 ) وارمينگ (Warming’ 1845) و كاژاندر (Cajander’ 1905)را نام برد ( به نقل از طاهري ۱۳۷۹).

كارهاي قبل از قرن نوزدهم اغلب در زمينه جمع آوري و شناسايي گياهان بوده است. در قرن بيستم بيشتر فعاليتها براي ساده سازي توصيف پوشش هاي گياهي و از طرفي افزايش دقت روشهاي بررسي بوده است. لذا پيدا كردن روشهاي استاندارد براي اندازه گيريهاي كمي مورد توجه قرار گرفت. بدين طريق روشهاي مختلف بررسي پوشش هاي گياهي، تجزيه و تحليل رويشگاهها و ارائه اطلاعات شكل گرفت.
كارهاي انجام شده توسط رانكيه (Raunkiaer ‘1918 ) كلمنتس (Clementes 1905>1915) ، دوريتز (Duritz1921,1930)، براون(Braun1915)، براون بلانكه(Braun-Blanquet) در آن زمان مورد قبول قرار گرفت (     ).

علاوه بر خصوصيات پوشش گياهي، ويژگي هاي زيستگاه يا محيط نيز براي طبقه بندي نواحي با پوشش گياهي خاص مورد استفاده قرار گرفته است. جامعه شناشان گياهي، ارتباط معيني بين پوشش گياهي و محيط ودر اصل عوامل خاكي، بارندگي و دما تشخيص دادند. تركيبي از عوامل محيطي(نظير اقليم و خاك) و واحدهاي گياهي نيز براي تشخيص انواع رويشگاهها، در جهت بررسي ارتباط بين موجودات زنده و محيط فيزيكي و غير زيستي آنها مورد استفاده قرار گرفت.

روابط بين جمعيت هاي گياهي و زيستگاه توسط بسياري از محققين نظير انگر (unger’1836)، سندنر
(Sendtner’1854)، درود (Drude’1896) ، وارمينگ (Warming’1909)، شيمپـــر
(Schimper’1594) و ديگران مورد تاكيد قرار گرفته است.

در حال حاضر استفاده از فاكتورهاي محيطي براي توصيف جمعيتهاي گياهي متداول است و تلاش مي شود تا به فرضيه اي براي توصيف تركيب گياگاني مناطق و تاثير عوامل اكولوژيك بر آن دست يافت. از عوامل محيطي موثر بر پوشش گياهي مي توان به شرايط خاكي(ادافيك) و اقليم منطقه اشاره كرد.

تحقیق مطالعه فلورستیک،فیتوسوسیولوژیک مراتع منطقه دیز باد بالا

برای خرید فایل کامل این محصول از دکمه مقابل استفاده کنید:

پس از پرداخت لینک دانلود برای شما نمایش داده می شود.

6000 تومان – خرید

پاسخ دهید